به گزارش روزنامه یزد_ بچه ها آخر هفته به این باغ می آیند .پدر و مادرها و بچه ها با هم و گاهی یکی از آنها و کودکشان ،چند ساعتی را باهم می گذرانند و باز هرکس به سراغ زندگیش می رود .
به سراغ این باغ رفتیم تا درآن قدمی بزنیم .
باغی که برای بچه هایی که به اندازه سن و درکشان آرزو دارند اما بوی بهاری در آن حس نمی کنند …
نمای نخست
روبروی پارکی در انتهای کوچه خلوتی ، تابلوی سفید رنگی به چشم می آید . “باغ آرزوها” .جایی شبیه به باغ با درختان سرو و ساختمانی کوچک.
ساختمان دارای ۳ اتاق با راهروی باریک است و در انتهای این راهرو ، اتاق بازی قرار دارد .
در اتاق بازی ،صدای پدری را که با پسر خود بازی می کند می شنوم . صدای شادی و خنده ای که می شد اینجا نباشد و در خانه ای و محل دیگری زیر یک سقف مشترک اتفاق بیافتد .
پدر دیگری، دوقلوهای خود را در این باغ برای ۲۴ ساعت آخر هفته تحویل میگیرد و خوشحال است که این دیدار در کلانتری نیست. هرچند از حضور مأمور انتظامی درآنجا اظهار خرسندی می کند. او از اینکه مجبور نیست به در خانه همسرش مراجعه کند و با ممانعت همسر و خانواده اش برای ملاقات با دخترانش روبرو شود ،ذوق دارد .
با مادری روبه رو می شوم که دست دخترش را گرفته تا از آن جا ببرد. می گوید دادگاه حکم داده تا پدر ظهر پنجشنبه فرزند را ازاین باغ تحویل گرفته و عصر جمعه دوباره به مادر پس دهد، اما مادر آرزو می کرد این دیدار و تحویل دخترک و بازپس گرفتن او، از در منزل اتفاق می افتاد تا دختر کوچکش مجبور نشود در بعضی از روزها ، درگیری و بحث برخی از والدین در این مرکز را ببیند.وی هم از حضور مامور انتظامی در مرکزرضایت دارد .
نمای دوم
به اتاق بازی می روم،اتاق کم عرض و کوچکی که نهایت ۴ نفر در آن جا بگیرند.
گوشه اتاق یک دسته مبل کارکرده جاخوش کرده و تعدادی اسباب بازی برای سرگرمی بچه ها.
ساناز دختر کوچک و زیبایی در حال دویدن و بازی با پدر است و زن جوانی گوشه دیگراتاق، آنها را نظاره میکند.
مادر به علت اعتیاد پدر و ضرب و شتم طلاق گرفته و تا آماده شدن فرزند برای پذیرش این جدایی باید دیدارها در اتاق بازی صورت گیرد،دادگاه حکم ۳ ساعت ملاقات در پایان هفته را به پدر داده است. پدر اکنون شباهتی به فرد معتاد ندارد گویی دلش برای زندگی از دست رفته اش تنگ شده و در تلاش برای ترک و شاید جبران گذشته هاست.
مادری تنها در اتومبیل خود در حیاط این باغ است و منتظر،ماشین دیگری کنارش توقف میکند، مرد از ماشین پیاده میشود و کودکش را در آغوش میگیرد و میبوسد و به سمت ماشین مادرش روانه میکند،کلامی بین آنها ردو بدل نمیشود کودک سوار ماشین مادر میشود و باغ را ترک می کنند
نمای سوم
به دیدار زهرا رستگار مدیر این مرکز می روم .
رستگار در رابطه با نحوه عملکرد مرکز “مهر خانواده “می گوید: هدف برقراری آرامش بین والدین و کاستن اضطراب بین فرزندان طلاق برای دیدار با والدینشان است.
وی درباره شکل گیری این مرکز با نظارت دادگستری هم می گوید : در سراسر کشور طرح ایجاد مرکز” مهر خانواده” اجرا شده تا حق ملاقات فرزندان با والدین جدا شده در این مراکز پیگیری شود.
وی اضافه می کند: در این مرکز کودکانی که والدین آنها از یکدیگر جدا شده اند یا کودکانی که والدین آنها به طور رسمی طلاق نگرفته اند اما جدا از هم زندگی میکنند، در فضایی آرام و بیطرف با والدین خود ملاقات میکنند تا هم حق فرزند و هم حق پدر یا مادر در دیدار با فرزند خود، ادا شود.
وی با اشاره به حضور مشاوران حقوقی و روانشناسی در این مرکز می افزاید : تلاش ما کاهش آسیبهای اجتماعی و روحی و روانی برای کودکان در شرایط خاص خانوادگی است.
رستگار، آسیبهای روحی و جسمی کودکان را مهمترین عوارض بعد طلاق می شمرد و می گوید: در بسیاری از دعاوی منجر به طلاق، والدین برای اذیت طرف مقابل ،فرزندان خود را به نوعی گرو میگیرند که این بدترین نوع کودک آزاری است.
وی با اشاره به اینکه در گذشته این ملاقاتها در کلانتریها انجام میشد که منجر به آسیبهای جدی تری برای کودکان می شد، اضافه می کند : این مرکز با هدف، تلاش برای ایجاد سازش در مراحل بعد از طلاق، فراهمکردن مکانی امن برای ملاقات والدین با طفل و کاهش آسیبهای ناشی از طلاق پاگرفته است .
رستگار با اشاره به ماده 68 آیین اجرایی قانون حمایت از خانواده ادامه می دهد : با توجه به برخی درگیری ها و مشاجره هایی که بین زوجین در این مرکز صورت میگرفت درخواست دادیم تا مأمور انتظامی حضور داشته باشد و حضور مأمور برای مراجعین احساس امنیت میآورد.
رستگار، مشکلات مالی، خیانت و دخالت اطرافیان را عامل طلاق زوجین می داند و میگوید:آمارهای حوزه طلاق بسیار تکان دهنده است و اما آنچه در حوزه طلاق بیشتر نگران کننده است آسیب های پس از طلاق برای زوجین و به ویژه فرزندان طلاق می باشد که نسبت به آن غفلت صورت گرفته است.
وی همچنین از نبود مکان مناسب برای این مرکز گلایه مند است میگوید: با شهرداری یزد برای گرفتن مکان مناسب پیگیری کردیم و درخواست دادیم باغ فخار را در اختیار ما قرار دهند ولی تا کنون کمکی نکردند و مکان فعلی متعلق به بهزیستی است و قسمتی کوچیکی از آن در اختیار ما است
رستگار در پايان مکان مناسب و کمک خیرین را از اولویت های این مرکز دانست و به “خانه صلح و سازش “در کنار فعالیت های این مرکز اشاره کرد و گفت :توانستیم تعدادی از زوجین را که با یکدیگر مشکل داشتند با مشاوره و کار تیمی به زندگی مجدد بازگردانیم و صلح و سازش را برقرار کنیم.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 1 انتشار یافته : 1